خرید بک لینک
                                             محمدرضا نیکنژاد، ص آخر روزنامه شهروند، 20 آذرماه 95بازیگوشیهای پسربچه پرانرژی و سرو زباندار به راه بود. شیرینکاریهای زبانی و رفتاریاش لبخند بر چهره مادر میانداخت و لحظه به لحظه بر عمرش میافزود. میگفت جاهای خالی زندگیام را همین وُروجک پر کرده است؛ خوش سر و زبانیاش به او رفته و البته چهره و قد و بالایش. با گفتن این سخن، غم بر چهرهاش نشست. گفت خیلی دوستش داشتم. از دستم درآوردندش! عاشقش بودم و به خاطرش در برابر پدر و مادر و همه ایستادم. قید همه چیز را زدم، حتی خودم را! با همه چیزش ساختم. بداخلاقیهایش، مستیهایش، رفیقبازیهایش و حتی خیانتهایش! سالها پنهانکاری کردم. نمیخواستم کسی بوی ناخوشیِ زندگیمان را حس کند. سردی چندسال پایانیاش کوهی بر دلم بود و فشاری چندین تُنی بر قلبم، اما باز دوستش داشتم! به خاطرِ کارش هفته به ه

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 9:24

محمدرضا نیک نژاد، روزنامه همدلی، 21 آذرماه 95 در بیش از دو ده ی گذشته همواره آموزش و پرورش با کمبود بودجه و کسری سالیانه روبرو بوده است. در این دهه ها یاداشت ها و گفت و گوهای کنشگران صنفی- آموزشی، کارشناسان و حتی دست اندرکاران آموزشی، در گستره اقتصاد آموزش و پرورش، همواره از خبرسازترین بخش های رسانه ای این نهاد بوده و هست. داشتم یاداشت های سال گذشته و سال های گذشته ام درباره بودجه آموزش و پرورش را برای سنجش تغییرات آن با بودجه امسال بررسی می کردم که به نکته آزار دهنده ای برخوردم. اگر در آن یاداشت ها عددها و رقم های بودجه آن سال ها را برداریم و عددهای وابسته به بودجه سال 96 را قرار دهیم می توانیم با همه نقدهای وارده شده در آن سال ها و البته اندکی تغییر، آن ها را این روزها نیز منتشر کنیم! این نشان از بی توجهی آزار دهنده ی دولت های گوناگون به کلیت موضوع بودجه آموزش و پرورش، گرفتاری های پر شمارِ آموزشی و ساختاری آن و ... از سویی، و از دیگر سو رفتارها و کردارهایی بر خلافِ ادعاها و گفتارهای زیبا و خسته کننده فرادستان کشوری و آموزشی درباره سامانه آموزشی کشور است. تا آموزش و پرورش در ذهن

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 9:24

                              محمدرضا نیک نژاد، روزنامه وقایع اتفاقیه، 22 آذرماه 95 "علیرغم افزایش نسبی حقوق و مزایا، از آنجا که کارکنان وزارت آموزش و پرورش مانند کارکنان سایر وزارتخانه ها از مزایایی چون مأموریت، کارانه، اضافه کاری و ... بهره مند نیستند بی تردید میانگین حقوق و مزایای آنان از میانگین هزینه زندگی یک خانواده شهری کمتر است، در نتیجه کاهش جاذبه شغل معلمی و نارضایتی همکاران فرهنگی از اولین نتایج این اختلاف است. " بندِ بالا بخشی از گزارشی ست که مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در سال 94 درباره میزان افزایش دستمزد فرهنگیان منتشر کرد. البته مزایا تنها مأموریت، کارانه، اضافه کاری و .... نیست! افزون بر این ها مزایا مجموعه ی دیگری از کمک های نقدی یا غیر نقدی است که بسیاری از سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای کشوری و لشگری به کارکنان خویش ارائه می دهند. برای نمونه مزایا ممکن است مأموریت، کارانه، اضافه کاری باشد یا پاداش ه

برچسب: بودجه آموزش و پرورش,بودجه آموزش و پرورش در سال 93,بودجه آموزش و پرورش در سال 94, نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 9:24

                                                        به فراخور سالگرد درگذشت "میزا حسن رشدیه"                             محمدرضا نیک نژاد، تارنمای فانوس، 18 آذرماه 95       در روز پنجم رمضان 1276 ه– ق در خانه ی یک روحانی بنام ملا مهدی تبریزی در شهر تبریز،کودکی زاده شد. این کودک بعدها با نو آوری  و پشتکار خویش اثرات شگرفی بر آموزش و روند رو به گسترش مدرنیته و در ایران بر جای گذاشت. نام او را  میرزا حسن نهادند،که بعدها رشدیه خوانده شد.       وضع آموزش در

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: جمعه 19 آذر 1395 ساعت: 3:25

                     سوزان توث، کارشناس آموزشِ محیط زیستی                   برگردان: محمدرضا نیک نژاد، تارنمای فانوس آموزش محیط زیستی، ما را به جهان پیرامون مان پیوند می زند و ما را درباره محیط های طبیعی و محیط های ساخته شده [به دست انسان] آموزش می دهد. این آموزش، به افزایش آگاهی درباره موضوع های اثرگذار محیط زیستی که به همه ما مربوطند و همچنین کارهایی که می توانیم انجام دهیم تا محیط زیست را پایدار سازیم و آن را بهبود بخشیم، می انجامد. چه طبیعت را به کلاس درس بیاوریم، یا دانش آموزان را برای یادگیری به بیرون ببریم و چه پیدا کردن لحظه های پیش بینی نشده ی یادگیری در یک طبیعت گردی با خانواده مان، آموزش محیط زیستی مزایای فراوانی برای جوانان، آموزشگران، مدرسه ها و جوامع دارد. به عنوان یک حامی با سابقه آموزش محیط زیستی و کمک استادیِ این گونه آموزش از دانشگاه ویسکانسین– استیون پوینت، ه

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 10:14

                           محمدرضا نیکنژاد، ص آخر  روزنامه شهروند، 13 آذرماه 95١- خسته به خانه رسیدم. ناهار پیش از رسیدنم آماده و سفره چیده شده بود؛ سپاسگزاری کردم و خوردم. او پای اجاق گاز بود و پیاز و سیبزمینی سرخ میکرد و از کتاب فارسی میخواند و پسرم دیکته مینوشت. لابهلای واژههایش برایم میگفت که به خاطر میهمانی امشب، زودتر خرید رفته و باید تا رسیدن میهمانها همه چیز آماده باشد؛ باز سپاسگزاری کردم و ظرفها را در ظرفشویی گذاشتم و روی کاناپه غش کردم! بیدار که شدم، سالاد درست میکرد و آهسته با بچه ریاضی کار میکرد. جابهجا شدم و نگاهی به قوری و کتری انداختم و مطمئن شدم که چای آماده است! بلند شدم و دو تا چای خوشرنگ ریختم و با هم خوردیم. گفت که امروز خیلی خستهام! گفتم شرمندهام و سپاسگزار! پس از کمی خوش و بش لیوانها را شستم و پرسیدم الان چه کار داری؟ گفت چندان کاری نمانده! فقط کاش میهمانها زودتر بیایند تا بیشتر دورِ هم باشیم. با کمی شرم

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 9:54

                            محمد رضا نیک نژاد، تارنمای فانوس، 14 آذرماه 95نیمه دوم هر سال، بودجه و مقدار آن یکی از بزرگ ترین دلنگرانی های فرهنگیان و دست اندرکاران آموزشی کشور می شود. سال هاست در نیمه پایانی سال و هنگام تهیه و تحویل بودجه به مجلس برای بررسی و تصویب، رسانه ها و فعالین صنفی- آموزشی دست بکار می شوند تا بتوانند سهم آموزش و پرورش از بودجه را بالا ببرند و تلاش می کنند زیربنایی ترین نهاد توسعه ای کشور یعنی سامانه آموزشی با کسری بودجه کمتری پا به سال بعد بگذارد. اما با همه تلاش ها باز می بینیم که افزایش قطره چکانی بودجه! گره ای از بیشمار گرفتاری های آموزش و پرورش باز نمی کند و همچنان بزرگ ترین دشواری نهاد آموزش، بودجه هست و پیامدهای اقتصادی و آموزشی آن! برای نمونه سال هاست که وزیران آموزش و پرورش می گویند بیش از 98 درصد بودجه صرف پرداخت دستمزدِ حقوق بگیران این وزارتخانه می شود. این سخن به این معنی است که تنها کم تر از دو درصد از بودجه صرف آموزش دانش

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 9:54

                محمدرضا نیک نژاد، روزنامه شرق، 15 آذرماه 95در خبرها آمده است که نیمه های آذرماه، بودجه سال 96 کشور برای بررسی و تصویب به مجلس می رسد. روندِ نوشتن بودجه در وزارتخانه ها و بررسی آن در سازمان برنامه و بودجه، بررسی، اصلاح و نهایی شدن آن در دولت فرآیندی پیچیده و چندین ماهه یا حتی سالانه است. اما در این روندِ طولانی، رسانه ها و شهروندان، تنها در روزهای تصویب پر سر و صدای آن در مجلس حساسیت نشان می دهند و فشار برای افزایش را می آغازند. این در شرایطی است که کارشناسان می گویند در مجلس سقف تغییرات بودجه بسیار پایین است و امید به افزایش های کارآمد چندان جایگاهی ندارد- گرچه در همان محدوده هم بی تاثیر نیست! از میان نهادها و سازمان ها و  وزارتخانه های گوناگون، آموزش و پرورش یکی از نهادهایی ست که بیشترین حجم خبری را در هنگامِ تصویب بودجه دارد. از مشخص شدن کل بودجه و درصد افزایش سالانه گرفته تا محل هزینه های بخش های کوچک تر آن، هر ساله شاهد گفت و گوهای دامنه دار اجتماعی و بحث ها و یاداشت های آموزشی در رسانه

برچسب: بودجه آموزش وپرورش سال 94,بودجه سالانه آموزش و پرورش, نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 9:54

محمدرضا نیک نژاد، تارنمای فانوس 30 آبان ماه 95 "بروجرد ناخودآگاه یادآور قتل فجیع معلم فقید " محسن خشخاشی" است . انتظار می رفت که پس از آن واقعه دلخراش دیگر حداقل در مدارس این شهر شاهد خشونت بین دانش آموز و معلم نباشیم . روز شنبه بیست و دوم آبان ماه، دبیر ادبیات یکی از دبیرستان های بروجرد از سوی دانش آموزَش در کلاس مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. پس از این واقعه، دبیر مربوطه به دفتر دبیرستان می آید. دانش آموز مربوطه نیز وارد دفتر دبیرستان شده و با مدیر و دبیران دیگر  نیز درگیر می شود ..... تاکنون اداره آموزش و پرورش بروجرد واکنشی به این موضوع نشان نداده است." (رسانه های استانی)  این خبر را یکی از همکاران در تلگرام برای نگارنده فرستاده بود. برایم شگفت آور بود که این رویداد درست در سالگرد کشته شدنِ "محسن خشخاشی" دبیر فیزیک بروجردی در کلاس، رخ داده بود! جریان خشخاشی از این قرار بود که در روز نخستِ آذرماه 93 و هنگامی که او دقیقه های پایانی زنگ را می گذراند، دانش آموزی وارد کلاس می شود. خشخاشی مانند هر معلم دیگری می گوید برو از معاون نامه بگیر. دانش

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

یاداشت زیر در آذرماه  93 به فراخور کشته شدن دوست و همکار عزیزم "محسن خشخاشی" در کلاس درس و به دست دانش آموز سال اولی اش نوشته شد و 8 آذرماه همان سال در ص آخر روزنامه شهروند منتشر شد. بد ندیدم که در این روزها که سالگرد خاموش شدنش است آن را بازنشر کنم.محمدرضا نیک نژاد،ص آخر روزنامه شهروند، 8 آذر 93همواره لبخندی برلبانش نقش بسته بود. انگار لبخند بر لبانش جراحی شده بود. واپسین بار نوروز گذشته در خیابان اصلی شهر دیدمش. همان جایی که این روزها کمتر لهجه شیرینِ ساکنان اصلی شهر شنیده می شود! از دور لبخندی پهنای چهره اش را پوشاند. مانند همیشه محکم به آغوشم کشید و از تهران و کلاس و دبیرستان و دود و پول پرسید. گفت بُرد با تو بود که رفتی! دیگر نمی شود در این شهر کار کرد. اگر به گویش شهر سخن بگویی کارت در اداره و مدرسه و دانشگاه پیش نمی رود. می گفت پس از سیزده سال کار آموزشی با تیزهوشان شهر به دبیرستانی حاشیه ای تبعید شده ام! می گفت بچه های حاشیه ای با معرفت تر و لوتی ترند! با آنها می شود دم ساز شد و دوستی کرد و رویشان حساب کرد. اما درسشان تعریفی ندارد و از این زاویه نگران بود و پنها

برچسب: مردی که می خندید, نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

                        محمدرضا نیک نژاد، ص نخست و ص اجتماعی روزنامه همدلی، یکم آذرماه 95 از میان خبرهای صنفی فرهنگیان در سال 93، خبر کشته شدن "محسن خشخاشی" دبیر فیزیک دبیرستان های شهرستان بروجرد، بیش از هر خبری بازتاب داشت. عنوان بسیاری از صفحه های اجتماعی روزنامه های آغازین روزهای آذرماه 93 این بود که "یک معلم دبیرستان در بروجرد در کلاس از شاگردش چاقو خورد". خبر تکان دهنده و خشونت نهفته در آن شگفت آور بود. اما چرا در کلاس؟ چرا دانش آموز؟ چرا معلم؟ چرا....؟  پاسخ به این پرسش ها به بررسی موشکافانه فرهنگی– اجتماعی نیاز دارد. اما می توان گفت که خشونت در مدرسه ریشه نمی گیرد، بلکه ویژگی زشتِ همه جامعه های انسانی است. خشونت زمینه می خواهد. که بی گمان می توان زمینه آن را در مدرسه ها دید. برنامه های درسی فشرده و انگیزه کُش، محیط های خشک و کسالت آور، فشار کمر شکن بر دانش آموز برای نمره و معدل و کنکور، کلاس های پر جمعیت و مدیریت خشک و خُرد کننده مدرسه و کل

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

محمدرضا نیک نژاد، ص آخر روزنامه شهروند، 1 آذرماه 95١- ترامپ رئیسجمهوری آمریکا شد. خبر شگفتآور بود. شگفتآور از آن رو که نامزدی با سرمایههای میلیاردی میآید و مخ کارگران و طبقه متوسط رو به پایین سفیدپوست و حتی رنگینپوست آمریکا را میزند و در یک رقابت نزدیک پیروز انتخابات میشود. او در شکافهای ژرف در جامعه آمریکا مانند حاکمیت-ملت، دارا-ندار، مهاجر-آمریکایی، فرهنگ آمریکایی- خرده فرهنگهای ریزودرشت و... رویید و بالید و رئیسجمهوری شد. یکی از شعارهای پایهای ترامپ کاهش نقش آمریکا در جهان و تمرکز بر گرفتاریهای داخلی بود. خب! با عقل هم جور درمیآید. هنگامی که جامعه آمریکا بهشدت دچار شکاف طبقاتی است و گروه فراوانی از شهروندانش دچار حس نداریاند و در همین حال هزاران میلیارد دلار از درآمدهای این کشور سالانه در جهان و از آن میان در جنگهای افغانستان و عراق و سوریه و... دود میشود و به هوا میرود، انتظار چه چیزی را باید داشت؟ از دیگر سو از اندک دانستههای نگارنده بهعنوان کسی که پیگیر گرفتاریهای ساختارهای آموزشی است، برمیآید که یکی از جاهایی که شکاف طبقاتی بیش از همه به چشم میخورد، نهاد

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

محمدرضا نیک نژاد، روزنامه جهان صنعت، 2 آذرماه 95"کودک بابلی جمعه گذشته به خاطر استفاده از سم کشاورزی برای از بین بردن شپش سر دچار مسمومیت شده و به کما رفتند. این کودکان که یک پسر 10 ساله و دختر هفت ساله و برادر و خواهر هستند ، در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان شهید بهشتی بابل بستری شدند. مادر این کودکان که ساکن یکی از روستاهای بخش بندپی شرقی بابل است، هنگامی که متوجه وجود شپش در سرشان شد، از سم کشاورزی برای از بین بردن آن استفاده کرد. این 2 کودک بعد از مسمومیت به بیمارستان منتقل شدند و در بخش ویژه این بیمارستان بستری شدند. اباذر اکبرزاده پاشا رئیس بیمارستان شهید بهشتی بابل گفت : صبح امروز ضحی آقایی نژاد دختر هفت ساله در این بیمارستان فوت کرد. وی حال عمومی برادر این دختر را رو به بهبودی اعلام کرد. بنا به نظر کارشناسان و تائید پزشکان ، پنج درصد از 74 هزار دانش اموز شهرستان بابل مبتلا به شپش هستند." این خبر به سرعت در فضای مجازی به ویژه در شبکه های اجتماعی استان مازندران دست به دست شد و پس از اندک زمانی کشوری شد.  همچنان که از متن خبر هم بر می آید ناآگاهی مادر در زمینه برخو

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

                         محمدرضا نیک نژاد، تارنمای تابانپژوهش های جهانی، خبرهای زیست محیطی و تجربه های زیسته ی ما ایرانیان خبرهای نگران کننده ای درباره محیط زیست کشورمان با خود دارد. بهره برداری بی رویه از منابع زیر زمینی و سطحی آب، وضع بحرانی و نگران کننده بیشتر دریاچه ها و تالاب های کشور، فرو نشست زمین در مناطق کم آب مرکزی و شرقی، انقراض یا رو به انقراض بودن جانداران و از همه نامدارتر یوزپنلگ ایرانی، از بین رفتن میلیون ها مترمربع از پوشش های گیاهی به ویژه جنگل های کشور، بهره گیری بیش از اندازه از مواد مصنوعی و تولید میلیون ها تن پسماندهای تجزیه ناشدنی و …. نشانه ی نگران کننده ای از پرورش نیافتگی ما ایرانیان در جستارهای محیط زیستی و بی خبری مان از ضرورت های پاسداری و نگهداشت زیست بوم و گرامیداشت منابع کم مانند طبیعی کشورمان است. اما دیگر همه می دانند که یگانه راه رویارویی با ویران شدن طبیعت و از بین رفتن منابع طبیعی، آموزش شهروندان و بالا بردن آگاهی آنان در گستره ها

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

محمدرضا نیکنژاد، ص آخر روزنامه شهروند، 6 آذرماه 951- دو تن، یکی در بالا و دیگری در پایین نشانه «٦» انگلیسی که روی زمین نقش بسته است، ایستادهاند. یکی فریاد میزند و تلاش میکند که به دیگری بفهماند که نشانه روی زمین ٦ است و دیگری میکوشد و فریاد میزند تا دیگری را راضی کند که نشانه روی زمین ٩ است! و هر دو بیخبر از اینکه از دید آنهاست که نشانه مورد چالش ٦ یا ٩ به چشم میآید. تنها کافی است که زاویه نگاه خود به آن نشانه را تغییر دهند تا دریابند که هر دو درست میگویند و البته در زاویهای دیگر هر دو نادرست. آن نشانه هم ٩ است و هم ٦! البته اگر کلنجار آدمها در حد گفتوگو و تلاش برای تغییر نگاه و نگرش باشد که باید به آنها آفرین هم گفت و تشویقشان کرد. اما همین اختلاف نگاه و نگرش در درازای تاریخ چه بر سر انسانها که نیاورده است! چه دردهایی که برخیها را گرفتار خود نساخته است و چه خونها که تنها به خاطر تفاوت زاویه نگاه به زمین ریخته نشده است و چه... بگذریم! ٢- چندی پیش در یکی از گروههای تلگرامی فرهنگیان یکی از همکاران کارشناس در توضیحی درباره یادداشتی از نگارنده با عنوان «ریشههای خشو

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

محمدرضا نیکنژاد، روزنامه همدلی، 7 آذرماه 95 سالهاست که فرهنگیان از تبعیض و فرقگذاری میان خود و دیگر کارمندان دولت دلخورند و همواره گله میکنند که نهادهای حاکمیتی آن چنان که شایسته است به آموزش و پرورش بها نمیدهند. دهها سال است که از بودجه کمِ آموزشی مینالند و در اعتراض به این بیتوجهی در سکوت فریاد زدهاند یا در اعتراض سکوت کردهاند. در آشکار و پنهان بارها دستاندرکاران، فرهنگیان را زیاده خواه و حق به جانب دانستهاند و به بدترین شکل به خواستههایشان درباره بودجه، دستمزد، مزایای شغلی و شرایط آموزشی و کاری و .... بی توجهی کردهاند. برای این گونه بیتوجهیها میتوان طومارها نوشت و ساعتها سخن گفت. اما آزار دهندهتر همراهی و همصدایی برخی از خانوادهها با  بی توجهی دست اندرکاران و حتی مخالفت با خواستههای فرهنگیان است. حتی برخی در پیوند با دشواریهای اقتصادی فرهنگیان بر این باورند که گرفتاریهای فرهنگیان، بیش از آن که فقر باشد، حسِ فقر آنان است که دست و پایشان را بسته و در آموزش کم کارشان کرده است! از این رو بد نیست فهرست وار به چند نمونه از گلایههای این روزهای فرهنگیان بپرداز

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

محمدرضا نیک نژاد، ص جامعه روزنامه وقایع اتفاقیه، 7 آذرماه 95هفته پیش در یکی از استان های غربی کشور، معاونِ آموزشیِ یکی از شهرستان های استان به خاطر مخالف با برگزاری آزمون های استاندارد– آزمون پیشرفت تحصیلی- برکنار شد. گویا معاون آموزشی بر این باور بوده که از سویی تامین هزینه برگزاری این آزمون ها برای برخی دانش آموزان و خانواده هایشان در استان دشوار است و از دیگر سو این ازمون های پیامدهای آموزشی مثبتی در پی ندارند. از این رو پیشنهاد داده است که در شهرستان این آزمون ها برگزار نشود. از شنیده ها و برخی از تارنماهای فرهنگیان چنین بر می آمد که مدیر کل استان به خاطر این مخالفت،معاون را به شکل غیابی و تلفنی برکنار کرده است. همچنین در گروه های تلگرامی شهرستان، گروهِ پرشماری از فرهنگیان شهر با برکناری معاون آموزشی مخالف کرده و از این کار گلایه مند هستند. گرچه نگارنده یکی – دو سال پیش هم در جریان مخالفت این معاون آموزشی یاداشتی در نقد این آزمون ها نوشت اما گویا فرادستان آموزشی استان برگزاری آن را ادامه داده اند! به هر روی روند و چگونگی برکناری معاون آموزشی شهرستان بر خلاف خواست بسیاری از فرهنگیا

برچسب: آزمون های استاندارد روانشناسی,آزمون های استاندارد شده,آزمون های استاندارد, نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

«آرمان» وضعیت توجه مدارس به مساله «پرورش» را بررسی میکند مهارت در زندگی کردنگزارش از رامین علیزاده، روزنامه آرمان، 13 آذرماه 95همه ما برای اینکه بتوانیم در جایی مشغول به کار شویم، تولیدی داشته باشیم یا مسائلی از این دست را با موفقیت پشت سر بگذاریم، نیازمند مهارتهایی هستیم. نسخه بزرگتر این بخشهای زندگی، خود زندگی است که ما برای زندگی کردن نیازمند این هستیم تا مهارتهایی داشته باشیم و از پس زندگی فردی و اجتماعی خود برآییم. اما مهارتهای زندگی به چه مسائلی اطلاق میشود؟ مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند که توانایی اجتماعی وروحی فرد را افزایش میدهند و موجب میشوند تا او بتواند به نحوی بهتر و موثرتر با مشکلات و دشواریهای زندگی مواجه شود. مهارتهای زندگی قدرت سازگاری افراد را بالا میبرد، شخص میتواند مسئولیتهای اجتماعی و شخصی زندگی را بهتر بپذیرد و توانمندیهایش را بروز دهد و از آسیبهای ناشی از ناتوانی در حل مشکلات در امان بماند. تعاریف بسیاری در مورد این مهارتها گفته شده، اما آنچه از سوی سازمان بهداشت جهانی به عنوان مهارتهای ده گانه زندگی مطرح شده است، بیش از سایر ت

برچسب: مهارت در زندگی,مهارت زندگی در کودکان,مهارت زندگی در جامعه امروز, نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 8:13

صفحه بندی